روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
353
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
فصل هشتم ص 160 س 17 - در متن اصلى نوشته است Caza كه تقريبا با اطمينان ميتوان گفت Taza بايد همان طسوج ( يا Taza را اشتباها چنين خواندهاند و Taruj طروج ) باشد ، كه يكى از شهرهاى مشهور اين حدودست . ( به نزهة القلوب ص 83 بنگريد . ) نام كوزكنان كه منزل بعدى كلاويخوست ( نزهة القلوب ص 82 ) بمعنى « كوزهگر » ست . از آنجا كه بهنگام چاپ از روى متن خطى اصلى و غالبا قابل تبديل هستند ، لذا چند سطر پائينتر Corami بجاى Toctamix يا Toktamish نوشته است . ص 163 س 7 - سلطان اويس جلاير كه در 1374 م . ( 776 ه . ) درگذشت ، پدر سلطان احمدست كه در حاشيهء ص 157 س 11 در ص ازو ياد شد . ص 166 س 9 - به ديباچه ص 24 نگاه كنيد . ص 167 س 14 - در متن اصلى نوشته است Camocan كه كنايه از زربفت است . رجوع كنيد به كتاب « هابسون جانسون » ( Hobson Jobnson ) تأليف يول چاپ 1886 ص 368 و كتاب « چين » ( Cathay ) از همان نويسنده چاپ 1866 ص 295 و فهرست ( Glossaire ) دوزى و انگلمان 246 . ص 168 س 1 - هند كوچك از نظر كلاويخو و معاصران او كشورى بود بين ايران و هند ( بزرگ ) يعنى افغانستان و بلوچستان . اما آنچه كلاويخو نوشته است ، دقيق نيست . چه از افواه به او رسيده است . ص 168 س 19 - ( يسن بايد همانا يزد باشد . م . ) ص 169 س 11 - اين داستانيست مشهور كه پيوسته براى بيان علت به كار نبردن آهن در ساختمان كشتيهايى كه در شرق مىساختند ، اظهار ميكنند . رجوع كنيد به كتاب « چين » اثر يول ( چاپ 1866 ) ص 57 و 217 . ص 171 س 7 - اين همان گنبد سبز بزرگيست كه هنوز برجستهترين بناى سلطانيه بشمارست . اين ساختمان را سلطان مغول الجايتو كه از بازماندگان چنگيز و متوفى در 1316 م . / ( 716 ه . ) است ، اصلا براى آرامگاه خود بنا كرد . شايد ميرانشاه جنازهء او را از گور بيرون كشيده باشد . صد سال بعد ، اين مسجد بزرگ را شاه محمد خدابنده ( پدر شاه عباس بزرگ ) مرمت كرد و هنوز هم گنبد آن با آنكه بسيار ويران و خرابه است ، در ميان دشت سلطانيه جلب نظر مىكند . رجوع كنيد به كتاب « يكسال در ميان